چهارشنبه 1385/08/17
داستان نویسی را از کجا آغاز کنیم؟
داستان نويسي را بايد از خواندن داستان هاي خوب شروع کرد. مطالعه ي مستمر داستان، آموزش غير مستقيم نويسندگي محسوب مي شود و هستند کساني که بدون مطالعه ي هيچ کتاب آموزشي و بدون گذراندن هيچ دوره ي آموزشي، داستان هاي خوبي نوشته اند.
از آنجا که داستان در باره ي انسان و زندگي نوشته مي شود، داستان نويس بايد در زمينه ي تمامي علومي که به انسان و زندگي مربوط مي شود - علوم انساني - نيز مطالعه داشته باشد.
از طرفي چون انسان موجودي است که علاوه بر بعد مادي داراي بعد آسماني و روحاني است، نويسنده بايد از علوم غير مادي (غيب ، روح، فلسفه ، دين و ...) نيز بهره ي کافي داشته باشد.
ديگر اينکه نويسنده بايد در انواع ادبي و هنري (تئاتر، سينما، نقاشي، شعر و ...) نيز مطالعه و دقت داشته باشد تا جايگاه داستان را در دنياي ادب و هنر بشناسد.
با اين تفاصيل در مي يابيم که نويسندگي دايره ي گسترده اي دارد و نويسنده کسي است که بيشترين اطلاعات را راجع به زندگي و انسان دارد. البته نبايد فراموش کرد که آنچه براي داستان نويس اهميت بيشتري دارد، مطالعات داستاني، ادبي و هنري است.
زماني که هنرمند بالقوه (!) بهره ي کافي از ادبيات داستاني، انواع هنري، علوم انساني و علوم غير مادي به دست آورد، زمان آموزش فنون نويسندگي فرا مي رسد.
آموزش مي تواند مستقيم (درمحضر اساتيد فن) يا غير مستقيم (با مطالعه ي کتاب هاي آموزشي) و يا ترکيب مناسبي از دو روش مستقيم و غير مستقيم باشد.
دوشنبه 1385/08/08
تبديل انديشه به باد هوا
وعده اين بود که بحث گذشته را دنبال کنيم ؛ اما واقعيت اين است که شواهدي دال بر اينکه ميزبانان جلسه ي وبلاگ نويسان در نهاد رياست جمهوري، به نظر دوستان اهميت بدهند وجود ندارد. بدتر از آن اينکه حتي دليلي بر مطالعه ي مطالب وجود ندارد و دريغ از يک کامنت از طرف حضرات در يکي از وبلاگ هايي که در اين باره نوشته اند. شايد آقايان شأن خود را اجل از اين مي دانند که به کامنت نويسي در وبلاگ ها بپردازند و در چنين شرايطي بايد به وبلاگ نويس حق بدهند که فکر کند نظرات کاربردي اش، وقتي در وبلاگ قلمي مي شود، به باد هوا تبديل مي شود.
فقط دوستان ميزبان در نظر داشته باشند که اشتغال در آن نهاد محترم، في نفسه شأنيتي براي ايشان ايجاد نمي کند ؛ مهم توانايي، تلاش، درايت و استفاده ي صحيح از نظرات و توانمندي دوستان است. نکته ي ديگر اينکه وبلاگ نويسان سواي از نويسندگي در وبلاگ شخصيت حقيقي (علمي، فرهنگي ، هنري و ...) دارند و مبادا دوستان محترم که ميزباني جلسه ي افطار را بر عهده داشتند، ايشان را يك مشت رعاياي وبلاگ نويس در نظر بگيرند و همان گونه که يکي از ايشان در جلسه هم گفت، فکر کنند همين که نوشته ي يک وبلاگ نويس را کسي يا كساني (که بنا به هر علت اکنون در بخش مشاورين جوان مشغول کار اند) مي خوانند، بلاگر بايد خدا را هم شکر کند و کلاهش را به آسمان نمي دانم چندم بيندازد.
از اين رو با پوزش از دوستاني که قصد دنبال کردن بحث را داشتند، عرض مي شود که هر گاه فصحت ميدان ارادت، از کساني که توقع مي رود ايجاد شد، بحث ادامه خواهد يافت.
فصحت ميدان ارادت بيار تا بزند مرد سخن گوي، گوي
سه شنبه 1385/08/02
مهمان ناخوانده (حاشيه ي جلسه ي وبلاگ نويسان)
پيش از اينکه بحث وبلاگ نويسي و رياست جمهوري را پي بگيرم، به يک مطلب حاشيه اي مي پردازم.
ابتدا کسي را که بدون پر کردن فرم ثبت نام وارد جلسه شده بود معرفي مي کنم (لطفاً اگر چشمتان شور است اين قسمت را نخوانيد). اين شخص کسي نيست جز محمد امين خواهر زاده ي امير عباس. هنوز 3 سالش تمام نشده. کسي که با او برخورد مي کند و حرف مي زند باورش نمي شود که کمتر از 4 سال داشته باشد. مربيان مهدش مي گويند که فهمش و نوع توجهش مشابه کودکان 6 ساله است. خانم محدثه مي گويد که برخلاف معمول به راحتي با او اخت شده و يک طلبه ي عزيز به موردي اشاره کرده که به اين کودک برمي گردد. اين برادر گفته است که موبايل يکي از خانم ها زنگ زد و آهنگ توي ده شلمرود (حسني) پخش شد. اما حقيقت اين است که زنگ موبايل آن خانم (خواهر بنده) چيزي نيست جز دعاي ربّنا ... ، اما آهنگ حسني در حافظه ي تلفن ذخيره شده تا محمد امين به دلخواه خود دگمه ها را بزند و موسيقي حسني را گوش کند. اما متأسفانه اين کودک ذکاوتش در حدي نبود که بداند در چنان جلسه اي چنين موسيقي اي نبايد پخش شود و دگمه ها را زد و چند ثانيه اي پخش شد و مورد لبخند دوستان و روايت برادرمان قرار گرفت.

به اين کودک، به خاطر رفتار نا به جايش نمي توان خرده گرفت، چرا که اقتضاي سنش همين است ؛ اما در جمع کساني بودند که آن قدر ذکاوت نداشتند که حرمت دوستان و مکان و موضوع بحث را پاس بدارند و با برخوردِ [...] خود، حالِ عقلاي قوم را گرفتند. حالا خودتان قضاوت کنيد چه کسي بچه تر است؟ محمد امين يا آن چند نفر؟
پي نوشت: وبلاگ محمد امين [301 کليک]

