چهارشنبه 1385/09/29
خواننده ي «يا فاطمه دخت نبي(ص)» و «ناصريا» درگذشت
بگو به باد که ما با آفتاب زاده شديم و با آفتاب طلوع خواهيم کرد ...
مي گفت ما هر چه داريم از چهارده معصوم (ص) داريم و در هر آلبوم من دست کم يک اثر در بزرگداشت معصومين(ع) وجود دارد. هنوز هم مي توانيم از آلبوم «دوستت دارم»، که ممکن است برخي دوستانمان به گوشه هايي از آن انتقاد داشته باشند، صداي جذاب، گيرا و دل انگيز ناصر را بشنويم که يا فاطمه دخت نبي(ص) اي هم دل و جان علي اي تاج نور دنيا يا زهرا يا زهرا ... . تقدير اين بود که در آستانه ي سالگرد شهادت حضرت جواد الائمه (عليه السلام) به سوي دوست پربکشد و مراسم تشييع و تدفين و بزرگداشت اين هنرمند با حال و هواي عزاي حضرتش در هم آميزد.
از ياد نبرده ايم که سرود ناصريا به صورت ويدئو کليپ، با تصاويري از انتفاضه ي مردم فلسطين، بارها و بارها از شبکه هاي تلويزيون پخش شد و باعث هم دردي مردم کشورمان با ملت مظلوم فلسطين گرديد.
سرانجام ناصر هم به ديار باقي شتافت. به گزارش فارس «ناصر عبداللهي» خواننده ي پاپ كشورمان ظهر امروز در بيمارستان شهيد هاشمينژاد تهران درگذشت. ناصر بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس، به دليل از كار افتادن كليه بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران انتقال يافت. وي ظهر امروز در بيمارستان شهيد هاشمينژاد تهران درگذشت. «اميدوار رضايي» رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس، ديروز به هنگام عيادت از هنرمند دوست داشتني کشورمان، علت به كما رفتن وي را ضربه وارده به سر بر اثر زمين خوردگي اعلام كرده بود.
شايان ذکر است که «ناصر عبداللهي» دهم دي ماه 1349 در محله ي مسجد بلال بندرعباس متولد شد. وي فرزند سوم خانواده بود و چهار فرزند به نامهاي نويد، نازنين، نامي و نينا دارد. از درگاه باري تعالي براي ناصر عبدالهي غفران الهي و براي بازماندگانش صبر جميل مسئلت داريم. نقطه ي آغاز مراسم تشييع مقابل تالار وحدت خواهد بود که زمان آن متعاقباً اعلام خواهد شد.
روي لينک کليک راست کنيد و open in new window را کليک کنيد و يا فاطمه دخت نبي را بشنويد. [لينک]
یکشنبه 1385/09/26
«تايم» آبروي آزادي را برد!

سه شنبه ي قبل در همين وبلاگ خوانديد که مجله ي بين المللي تايم طبق سنت هر ساله اش، مرد سال جهان را با نظر سنجي انتخاب مي کند. در حالي که هوگو چاوز و دکتر محمود احمدي نژاد در صدر اقبال نظردهندگان بودند، مديران و تحريريه ي اين مجله از معرفي مرد سال جهان، سر باز زدند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که مجله ي بين الملي تايم، 26 نفر را به عنوان نامزد دريافت مرد سال جهان معرفي کرده بود. اين افراد کساني بودند که بيشترين خبر در مورد آنها توليد شده بود و توجه مخاطبين رسانه هاي جهان را به خود جلب کرده بودند. در ميان اين افراد، اسامي رهبر کره شمالي (كيم جونگ ايل) ، پاپ بنديکت شانزدهم، ديک چني، رامسفلد و رئيس جمهور تقلبي ايالت متحده (گرگ بوش) نيز ديده مي شدند. اين مجله همچنين اسامي رئيس جمهور کشورمان و هوگو چاوز را، به اميد اختصاص دادنِ درصد کمي از آرا، اعلام کرده بود.
در حالي که چند روز پيش تحريريه ي تايم اعلام کرده بود که دکتر احمدي نژاد و هوگو چاوز در جايگاه اول کسب جايزه ي مرد سال جهان قرار دارند و در سايت اين مجله هم قابل رويت بود، ناگهان در يک اقدام بي سابقه، مديران تايم از معرفي مرد سال جهان سرباز زدند. اين توهين به خوانندگان و نظردهندگان، با يک ادعاي دروغ نيز همراه شد.
سردبير تايم (ريچارد استنگل) گفت:«انسان هايي از سراسر كره ي زمين در حال تأثير گذاري بر سياست هاي روزنامه نگاري ما هستند. مسيرهاي ارتباطي ما را دگرگون کرده اند و حتي آنها طرز فکر ما را در رابطه با جنگ تغيير دادهاند.» وي گفت:« مرد سال 2006 شما هستيد. شما مشتريان و مخاطبيني که عصر اطلاعات را دگرگون كردهايد.» اگر ريچارد استنگل راست مي گفت، بهتر بود به آراي مردم جهان احترام مي گذاشت و مرد سال را معرفي مي نمود. واقعيت اين است که تايم و به عبارت کلي تر، غول رسانه اي غرب، حقيقت را برنمي تابد و به گردش آزاد اطلاعات اعتقادي ندارد. اين هم يک نمونه ي ديگر از پايبندي رسانه هاي – به اصطلاح معتبر – غربي در برخورد با واقعيت، آزادي و آراي مردم است. تحريريه ي تايم در حالي با اين وقاحت از پايبندي به آراي مخاطبينش سرباز زد که سردبير آن (استنگل) نتوانسته بود اقبال مردم جهان به هوگو چاوز و رئيس جمهور کشورمان را انکار کند و گفته بود:«دکتر احمدي نژاد بيشترين تأثير را بر تحولات خاور ميانه دارد و در بين مردم منطقه و حتي مردم غرب طرف داران زيادي دارد.» ديگر براي مردم آزاد انديش دنيا ثابت شده است که آنچه رسانه هاي غربي در باره ي آزادي و گردش آزاد اطلاعات مي گويند ادعايي بيش نيست و سيطره ي قدرت هاي استکباري بر رسانه هايشان – و جعل خبر و دروغ پراکني ِ گستاخانه توسط آنها - انکار ناپذير است.
پ.ن:در حال تنظيم خبر بودم که متوجه شدم خبرگزاري فارس هم همين سوژه را با اعلام برتري دکتر احمدي نژاد کار کرده است ( همان گونه که گفته شد ، دکتر احمدي نژاد پس از هوگوچاوز ، در مکان دوم جدول نظرسنجي قرار داشته است ).
چهارشنبه 1385/09/22
گفت و گو با شيرزني که فرزند شهيدش را غسل داد و کفن کرد
اشاره: همه چيز با نگاه به يك عكس شروع شد: مادري پيكر مطهر پسر شهيدش را غسل ميداد. با ديدن اين عكس، انقلابي در وجود آدمي ايجاد ميشود و باورش براي خيليها آسان نيست. به دنبال صاحب عكس آن قدر گشتيم تا او را در كوچهاي از شهر فريدون كنار يافتيم. مادري كه هنوز روي پاهايش ايستاده است و به اينكه مادر شهيد است افتخار ميكند. كلون در خانهشان را به صدا درآورديم تا مگر ما را به حضور بپذيرد. بحمدلله اين توفيق نصيبمان شد و لحظاتي بعد خود را در مقابل شيرزني ديديم كه براي ما از عشق به شهيدان ميگفت ... .
آنچه ميخوانيد گفتوگوي ما با خانم آفاق بصيري؛ مادر دانشجوي شهيد «سيدمحمد محمدنژاد» است كه آن را به همراه سلام و تحيات، به روح پرفتوح اين شهيد بزرگوار تقديم مي کنيم.

ادامه مطلب
سه شنبه 1385/09/21
به احمدي نژاد راي دهيد
مجله ي بين المللي «تايم»، با نظرخواهي اينترنتي، شخصيت سال 2006 را تعيين مي کند. همان گونه که برادرم سيد فرهاد تذکر داده است، براي اينکه دکتر محمود احمدي نژاد مرد سال شود، به اين آدرس برويد و به ايشان رأي دهيد.
در حال حاضر هوگو چاوز با 33% آرا در جايگاه اول است و رئيس جمهور کشورمان با 22% آرا جايگاه دوم را دارد. گرگ دبليو.سي هيتلر (بوش) با 8% در جايگاه پنجم است. براي رأي دادن شتاب کنيد. [لينک]
سه شنبه 1385/09/14
چند نوع نویسنده داریم؟
نويسندگان را بر حسب نوع تلاشي که انجام مي دهند و با توجه به نتيجه ي تلاششان مي توان به چهار گروه تقسيم کرد:
دسته ي نخست مانند مورچه هستند که با زحمت فراوان مطالب را از منابع مختلف گرد آوري مي کنند و نتيجه ي کارشان به هر حال قابل عرضه به مخاطب است.
دسته ي دوم مانند کلاغ هستند که مي گردند و مطالبي را سرقت مي کنند و گرد مي آورند.
حاصل تلاش اين دو دسته، بسته به محتواي مطالب، ممکن است مثبت يا منفي باشد.
دسته سوم مانند عنکبوت هستند که به جاي گردآوري توليد مي کنند، ولي محصولشان کثيف، غير قابل استفاده و دور ريختني است.
دسته ي چهارم مانند زنبور عسل هستند که با گردش و تحقيق، موادي را گردآوري و خود مصرف مي کنند، اما در عوض محصول جديدي توليد مي کنند که از آنچه با گردش به دست آورده بودند، بسيار ارزنده تر و بلکه محصول توليدي شان شفابخش است.
دوشنبه 1385/09/13
پاپ، كيسينجر صهيونيست را به عنوان مشاور خود برگزيد

روزنامه الوطن فاش كرد پاپ از «هنري كيسينجر» دعوت كرده تا به عنوان مشاور وي فعاليت كند.
به گزارش ايسنا اين روزنامه چاپ عربستان به نقل از گزارش هاي آمريكايي و با استناد به گفته هاي منابع موثق واتيكان نوشت: «پاپ بنديكت شانزدهم» از كيسينجر وزير خارجه اسبق آمريكا دعوت كرده تا به عنوان مشاورش فعاليت كند. به گفته مقامات موثق واتيكان پاپ قبل از آنكه از كيسينجر به عنوان مشاور امور سياسي و بين المللي خود دعوت كند، وي را به يك ديدار مستقيم فراخوانده است. پايگاه اينترنتي «نيوز مكس» نيز گزارش كرده است كيسينجر، اين دعوت را پذيرفته است. اين درحالي است كه دفتر كيسينجر از تأييد يا رد اين خبر خودداري كرده است. ]لينک[
توضيح: اگر خاطرتان باشد، در زمان جسارت پاپ به ساحت دين اسلام مطلبي نوشتم که سه روز بعد همان مضامين، توسط آيت الله سيد احمد خاتمي در خطبه هاي نماز جمعه تهران هم تکرار شد. شايد برخي دوستان مواضع بنده را تند مي دانستند، چون بنده شخصاً مدعي شدم که پاپ گرايش صهيونيستي دارد و براي او گوشواره ي ستاره داود گذاشتم (همين عکسي که در اين پست هم مشاهده مي کنيد). در آن مطلب آوردم:« رژيم صهيونيستي ثابت کرد که به عنوان بازوي استعمار به شهرک واتيکان نيز تسلط کافي دارد و يکي از عناصر ناشناخته ي خود را به جمع کشيشان عالي رتبه نفوذ داده است و البته اين عنصر ديگر سوخت و تاريخ مصرفش تمام شد، بنابراين اگر تا يکي دو سال ديگر شاهد بوديد که به سرنوشت پاپ قبلي دچار شد، اصلاً تعجب نکنيد.» ]لينک[
اکنون به روشني مي توان به ادعاي بنده صحه گذاشت و کاش برادراني که به گمان تند بودن مطلب، از آن چشم پوشي کردند، امروز بيايند و با شجاعت اشتباه خود را قبول کنند.
شنبه 1385/09/11
سرهنگ فداكار
" شهيد سرهنگ پاسدار «مراد محبي» در مركز آموزش شهيد همت روانسر كرمانشاه به عنوان مسئول كميته آموزش مشغول خدمت بود و زماني كه در منطقه مخصوص آموزش عملي و در كنار يك گروهان كه بايد كار عملي خود را انجام دهند، مشغول مرور آموزش ها و راهنمايي هاي لازم براي چگونگي استفاده از نارنجك بود، ناگهان متوجه شد كه يكي از سربازان به اشتباه ضامن نارنجك را آزاد كرده و نارنجك نيز به خاطر اشتباه وي روي زمين افتاده است.
براساس اين گزارش به خاطر آنكه تا لحظه انفجار اين نارنجك جنگي لحظاتي بيشتر باقي نمانده بود و اگر انفجاري صورت مي گرفت، تعداد بسياري از سربازان حاضر در آنجا زخمي و يا كشته مي شدند، بايد كسي با فداكاري، ناجي ديگران مي شد كه مراد محبي با حركت سريع به سمت نارنجك و حايل قرار دادن بدن خويش، جان افراد تحت امر خويش را نجات داد."
مطلبي که خوانديد نه داستان بود و نه فيلم .مربوط به زمان جبهه و جنگ ۲۰ سال پيش هم نبود که يا بگوييم خالي بندي و اغراق است و يا کمي منصف باشيم و بگوييم خوب آن زمان ها آن گونه بود و ديگر زمان ايثار گذشته. اين مطلب مربوط به ۳۰ آبان ۸۵ يعني ۶-۷ روز پيش است! خبري که با سادگي در يک تيتر کوچک درفقط بعضي خبرگزاري ها و نه صدا و سيما گفته شد و از کنار آن عبور شد در حالي که خبر نرسيدن بکهام به عروسي تام کروز يا عطسه فلان هنر پيشه يا ببخشيد دستشويي رفتن فلان فوتباليست، تيتر درشت همه ي سايت ها مي شود و فلان هنرپيشه جلف يا فلان فوتباليست مو قشنگ قرتي را الگو مي کنند و به خورد ملت مي دهند و چپ و راست در وفات يا تولد امامان، همين مو قشنگ ها مهمان صدا و سيما و خانه هاي ما هستند و از دين و ايمان و ايثار برايمان مي گويند ؛ بعد هم که حسابي توجيهمان کردند که اينان بهترين اند و معصوم هستند، فيلم و عکس پارتي هاي خصوصي شان و ... وارد بازار و سايت هاي اينترنتي مي شود و مراد محبي آرام و بي سرو صدا بي هيچ تقدير و الگو سازي نه براي او که براي ما در خاک آرام مي گيرد و مدال شجاعتش هم بر سينه علي دايي چسبانده مي شود ... . سرهنگ فداکار روحت شاد!
سه شنبه 1385/09/07
مبادا سقوط عادتمان شود

آخرين بار نزديک هفت سال پيش بود که سوار يکي از آنتونوف هاي سپاه شدم. از دفتر هنر و ادبيات ايثار با حدود 30 خواهر نويسنده ي متعهد، به بازديد از خليج فارس و مناطق جنگي جنوب عازم شديم. در مسير رفت (تهران – ماهشهر) بنا به محبت کادر پرواز سپاه، با جزئيات پرواز و پيچيدگي هاي آن آشنا شدم. حدود نيم ساعت در جاي مهندس پرواز نشسته بودم و حتي هنگام فرود در کابين خلبان بودم.

يادم هست که شيشه هواپيما را حباب گرفته بود و به گفته ي کاپيتان، پرواز همراهِ ريسکي را تجربه کرديم. هر لحظه ممکن بود که شيشه خرد شود و آنتونوف 71 سقوط کند!به لطف حوصله ي خلبان و کمي هم به اين دليل که کادر پرواز گوش هايي شنوا - از نوع گوش هاي يک نويسنده – گير آورده بودند، موارد مختلفي را بازگو کردند تا مگر قلمي و به جايي (؟) منتقل شود. از ضعف و قوت ها گفتند و از انتقادت و درد دل هايشان. البته مطالب قلمي و منتقل شد و چه بسا تغيير سمت آقاي قاليباف از فرماندهي نيروي هوايي سپاه به فرماندهي ناجا بي ارتباط به آن ماجرا نباشد.

از آن به بعد – با توجه به معلومات جديدم – به تمام پروازهاي سپاه، به ويژه پروازهاي روسي و به ويژه آنتونوف حساس بوده ام. از طرفي گمان مي کنم که هنگام بروز سوانح، اشتباه خلبان به عنوان آخرين فرضيه قابل بررسي است و نزديک ترين علت، نقص فني و عدم کارايي هواپيما مي باشد. جالب اينکه در اين مدت، سوانحي که به اشتباه خلبان نسبت داده شده است، مشابه هم بوده اند که همين مسئله را پيچيده مي کند! بگذريم.
خواهش اين جانب به عنوان يک ايراني – و نه به عنوان يک نويسنده يا نويسنده متعهد يا بسيجي يا ... که ممکن است نباشم – از مسئولين سپاه اين است که جلو سوانح مشابه را بگيرند. به نظر مي رسد که مسئولين و مردم کم کم دارند به اين نوع سقوط ها عادت مي کنند و اين خطر بزرگي است!
مشخصاً از آقا رحيم (سردار سرلشکر صفوي، فرماندهي محترم کل سپاه) تقاضا دارم که تا اطلاع ثانوي پرواز هواپيماهاي روسي براي حمل مسافر را ممنوع اعلام کنند. و در فرصتي قابل قبول به بررسي دقيق ماجرا بپردازند، چه بسا لازم باشد دستور خروج اين هواپيماها از يگان پروازي سپاه صادر گردد.

در پايان شهادت عزيزانمان را تسليت عرض مي کنم و علو درجات را براي ايشان آرزومندم.
پنجشنبه 1385/09/02
اذا مات العالم ...
نمي دانم هميشه اين گونه بوده است يا در سال هاي اخير؟ اما مدت هاست که حوزه ي علميه جايگزيني براي علماي بزرگي که دار فاني را وداع مي گويند، معرفي نکرده است. شايد معناي ثلمه ي جبران ناپذير نيز همين باشد. بر شيعيان و حق جويان فرض است که در کنار عزا و تجليل از مقام بزرگاني همچون مرحوم آيت الله العظمي تبريزي، با مطالعه و دقت در شرح حال و نوع سلوک ايشان، براي زندگي خود توشه برگيرند و راه به گونه اي بروند که مورد رضايت حضرت حق باشد و در نهايت به نزديکي به پروردگار – تا حد امکان – منجر شود. در ادامه شرح حال معظم له را مي خوانيد:
ادامه مطلب

