تبليغاتX
روایت فجر

جمعه 1386/04/22

هر كس خودش بهتر مي‏داند چه كاره است

آتش دوشكاي دشمن به سوي ما که در کانال گير افتاده بوديم، تمامي نداشت. حاج علي فردپور آرپي‏جي به دست از كنارم گذشت. صفا و اخلاصش زبان‏زد بود. خطاب به همه فرياد مي‏زد:«ناراحت نباشيد، الآن خاموش مي‏شود» و همين جملات روحيه‏ي قابل توجهي به نيروها مي‏بخشيد.
شب قبل با او صحبت كرده بودم. وقتي همه در حال آماده كردن تجهيزات بوديم، از او پرسيدم:«به نظر شما من شهيد مي‏شوم؟» گفت:«نمي‏دانم ، هر كس خودش بهتر مي‏داند چه كاره است!» اين جواب برايم جالب بود. راست مي‏گفت، مثل روز برايم روشن بود كه مال اين حرف‏ها نيستم! در حالي كه هر كه مرا مي‏ديد فكر مي‏كرد شهيد خواهم شد و تقاضاي شفاعت مي‏كرد.
حاج علي فردپور از تپه سرازير شد تا سنگر دوشكا را از نزديك مورد هدف قرار دهد. سنگر بتوني بود و در زاويه‏اي قرار داشت كه انهدامش بسيار سخت شده بود و اگر اين سنگر منهدم نمي‏شد، مجبور به بازگشت بوديم و عمليات «عاشورا 2» به يك عمليات ايذايي ِ محدود تبديل مي‏شد. حاج علي فردپور به نزديكي سنگر دوشكا رسيد، موشك‏هايش را شليك كرد و ديگر از او خبري نشد. هوا كه روشن شد، پيكر مطهر حاج علي، در نزديكي سنگر دوشكاي دشمن، در حالي كه رو به آسمان لبخند مي‏زد، ديده مي‏شد.
پس از تحمل يك تشنگي طاقت فرسا، به مواضع شب قبل بازگشتيم و پيكر شهيد حاج علي فردپور تا سال‏ها در شهادتگاهش ماند و اين جمله‏ي او هميشه در گوشم زنگ مي‏زند كه:«هر كس خودش بهتر مي‏داند چه كاره است


پ.ن: 1- اين شهيد سرافراز اهل قم بود و منزلش در خيابان فرهنگ قرار داشت. 2- سال‏ها پيش چکيده‏ي اين خاطره را براي ستون دو ركعت عشق (روزنامه اطلاعات) فرستادم. دوست خوبم جناب آقاي عليرضا قزوه (شاعر متعهد) آن را به چاپ رساند، ولي از ظن خود جمله‏اي اضافه کرده بود و متن به اين صورت درآمده بود:«فردا که خط شکسته شد پيكر مطهر حاج علي، در حالي كه به آسمان لبخند مي‏زد، ديده مي‏شد.» در حالي که خط هرگز شکسته نشد. اين اشتباهِ ناخودآگاه از طرف جناب قزوه، باعث شد که ديگر براي آن ستون چيزي ننويسم.

نوشته شده توسط امیر عباس در 22:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1386/04/17

بردباري حضرت امير (عليه السلام)

حضرت امير (عليه الصلوة والسلام) در حال اقامه‏ي نماز جماعت بودند. خوارج (لعنة الله عليهم) مي‏گفتند كه علي [عليه السّلام] مسلمان نيست و كافر و مشرك است، از اين رو اگر در مسجد بودند به ايشان اقتدا نمي‏كردند. حضرت در حال قرائت حمد و سوره بودند كه يكي از خوارج به نام ابن‏الكوّاب (لعنة الله عليه) آمد و اين آيه را خواند:«و لقد اوحي اليك و الي الّذين من قبلك لئن اشركت ليحبطنّ عملك» (زمر / 65). اين آيه خطاب به حضرت پيامبر اعظم (صلّي الله عليه و اله و سلّم) است، يعني:«به تو و همه‏ي پيامبران پيشين وحي شده كه اگر مشرك شوي، تمام اعمالت تباه مي‏شود و از زيان‏كاران خواهي بود.»
آن ملعون مي‏خواست به زبان كنايه به حضرت امير (عليه آلاف تحية و الثناء) بگويد كه ما قبول داريم تو اولين مسلمان هستي و سابقه‏اي مهم در اسلام داري و خدماتت چنين و چنان و عبادتت زبان‏زد است، اما چون مشرك شده‏اي و براي خدا شريك قائل هستي، در نزد خدا هيچ اجري نداري!
به حكم آيه‏ي «و اذا قرء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلّكم ترحمون» (اعراف / 204)، به محض اينكه او شروع به خواندن آيه كرد، حضرت سكوت كرده، گوش فرادادند و سپس نماز را ادامه دادند. ابن الكوّاب از روي خباثت باز آيه را خواند. و حضرت امير (عليه الصلوة والسلام) مجدداً به احترام قرآن سكوت كرده، گوش فرادادند و سپس نماز را ادمه دادند. بار سوم يا چهارم بود كه آن ملعون شروع به خواندن آيه كرد، حضرت امير (عليه الصلوة والسلام) ديگر اعتنا نكرده، اين آيه را قرائت كردند:«فاصبر انّ وعد الله حقّ و لا يستخفّنّك الّذين لا يوقنون» (روم / 60) و نماز را ادامه دادند.


منبع: برداشتي آزاد از فصل نخستِ کتابِ سيري در سيره‏ي ائمه‏ي اطهار (عليهم السلام)، اثر علامه شهيد مرتضي مطهري (قدس الله نفسه الزکيه).

نوشته شده توسط امیر عباس در 8:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/04/13

وظيفه ي منتقد و پ.ن

منتقد چون مدعي تجزيه و تحليل منطقي است، واجب است که خود بيش از ديگران سخن بر مدار منطق بگويد و اشکالات و تأييداتش را با سند، مدرک و شواهد ارائه دهد.


همچنين نويسنده‏ي «نقد ِ نقد» بيش از منتقد ِ نخست وظيفه دارد که منطقي سخن بگويد. هر گاه مشاهده شود يک نفر به هنگام نقد ِ نقد به پرت و پلاگويي، شوخي، تمسخر و خداي ناکرده لودگي روي آورده است، بيش از هر چيز بايد به درستي نقدي مطمئن شد که ديگران با شوخي و تمسخر درصدد تخريبش هستند.


پ.ن: همان گونه که پيشتر گفتم و با توجه به اينکه برخي با گل آلود کردن آب، و عنوان اين مطلب که برخي با يک شخص خاص مخالفت مي کنند، قصد تخطئه‏ي منتقدين را دارند، بار ديگر اعلام مي‏کنم که اين جانب با مدير محتوايي شدن هيچ شخصي مخالفتي ندارم. اين جايگاه را در حد يک مبصري ساده مي‏دانم و همان گونه که در وبلاگ خبرنامه پارسي بلاگ [لينك] آمده است، يك مدير محتوايي جز بررسي و پيشنهاد، کار ديگري از دستش برنمي آيد و تنها خطايي که ممکن است مرتکب شود اين است که برخي متون حائز اهميت را ناديده بگيرد که در اين صورت هم از ارزش يادداشت هاي بااهميت، ذره اي کم نمي‏شود و در عوض اگر مدير محتوايي از روي عمد مرتکب خطا شده باشد، پيش و بيش از هر چيز به وجدان و روح و روان خود لطمه وارد کرده است و البته حق الناس هم در جاي خود محفوظ است! به عنوان مثال هنگامي که داستاني با خصوصيات ويزاي بهشت [لينك] برگزيده نمي شود، مدير وبلاگ کمترين اعتراضي نمي کند و معتقد است ذره اي از ارزش آن کم نخواهد شد، اما تألمات ناشي از اين بي‏عدالتي، تا مدت‏ها وجدان مدير محتوايي مزبور را آزار خواهد داد و ... .


القصه اگر منتقدين اعتراضي داشته‏اند، به توهين‏هاي بي محاباي آن شخص بوده است نه مبصر شدن وي! به دوستان منتقد هم عرض مي کنم که تا کنون مشاهده نشده مدير محترم پارسي بلاگ از هجمه‏ها و بي ادبي‏هاي کسي حمايت کرده باشد! و بر من و شما فرض است که به هوش باشيم و اگر کسي خطاهاي خود را مورد تأييد مدير جا زد، باور نکنيم؛ چرا که مدير نمي‏تواند معاونت تکذيب تعيين کند و به صورت آنلاين دروغ هاي (صريح و تلويحي) افراد را تکذيب نمايد؛ هر چند از ايشان انتظار مي‏رود که به هنگام و محرمانه، به شخص خاطي و جنجال آفرين تذکر دهد. همچنين به دوستان ارزشي يادآور مي‏شوم که وقتي در همين ايام، وبلاگي چون نافذ برگزيده مي‏شود، نشان مي دهد که مديريت کلان پارسي بلاگ در دست مبصرها نيست و چندان جاي نگراني وجود ندارد.


در پايان تأکيد مي کنم که دليل تمرکز نقدهاي دوستان ارزشي بر پارسي بلاگ اين است که اينجا را خانه‏ي امن خود مي دانند و براي هويت ارزشي آن دل مي‏سوزانند. يعني براي همان هويتي دل مي‏سوزانند که خود نيز – به سان يک قاليباف - در ريشه ريشه‏ي آن سهيم بوده اند و حضور و يادداشت‏هاي ايشان به ايجاد و تثبيت اين هويت کمک کرده است. باقي بقايتان.

نوشته شده توسط امیر عباس در 8:58 |  لینک ثابت   •