چهارشنبه 1385/04/28
فرزندان خمینی(ره) جلوه می کنند
اشاره: وقتي بنا داشتم مطلبي در باب تحولات اخير جنگ صهيونيسم با اسلام بنويسم، مطلع شدم دوست عزيزم در يادداشت امروز كيهان، مطلب شيوايي با نام ثمره ي استقامت قلمي كرده اند. از اين رو يادداشت با اندكي تصرف تقديم مي شود.
ششم مرداد ماه سال شصت وشش، حاجيان مظلوم ايراني زير آفتاب سوزان شهر مقدس مكه به پيام امام خميني (ره) گوش سپرده بودند كه در بخشي از آن آمده بود: «به ياري خداوند تعالي از قطرات پراكنده ي پيروان اسلام و توان معنوي امت محمد صلي الله عليه و آله و سلم و امكانات كشورهاي اسلامي بايد استفاده كرد و با تشكيل هسته هاي مقاومت حزب الله در سراسر جهان، اسرائيل را از گذشته ي جنايت بار خود پشيمان و سرزمين هاي غصب شده ي مسلمانان را از چنگال آنان خارج كرد.» ساعتي از شنيدن اين سخنان نگذشته بود كه صدها تن از آنان در گرداب يك توطئه آمريكايي- صهيونيستي گرفتار شدند و در حرم امن الهي به شهادت رسيدند. شايد همان لحظه افرادي در سفارت آمريكا در رياض مشغول استهزا بودند.
حدود يك سال بعد (29 تير ماه 67) زماني كه جمهوري اسلامي ايران در پايان جنگ تحميلي و دفاع مقدس هشت ساله ي رژيم صدام، رسماً پذيرش قطعنامه ي 598 شوراي امنيت سازمان ملل را اعلام كرده بود، رزمندگان اسلام در سراسر جبهه هاي نبرد با دل هايي محزون، پيام امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) را مي شنيدند كه خطاب به آنان مي گفت: «فرزندان انقلابي ام! اي كساني كه لحظه اي حاضر نيستيد كه از غرور مقدستان دست برداريد! ... بغض و كينه انقلابي تان را در سينه ها نگهداريد ؛ با غضب و خشم بر دشمنان بنگريد و بدانيد كه پيروزي از آن شماست». شايد همان ساعت تالارهاي سفارت آمريكا در بغداد شاهد قهقهه ي مستانه ي كساني بود. شايد حق داشتند بخندند. گمان هايي در دلشان بود ؛ رژيم صهيونيستي نه تنها چريك هاي فلسطيني را به يأس و انفعال كشانده بود، بلكه در خاك لبنان هم جاي پاي خود را محكم كرده بود. صدام به مدد جنايت هايي نظير بمباران شيميايي شهرهاي ايران و عراق و ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران توسط نظاميان آمريكايي گلويش را از پنجه هاي نيرومند رزمندگان اسلام رهانده و در سوداي بلعيدن كويت بسر مي برد. امكانات كشورهاي اسلامي به جاي مقابله با رژيم اشغالگر قدس، صرف قتل عام زائران حرم الهي مي شد و...
اما نگاه نافذ مردان خدا و حوصله ي تاريخ كجا و همت دون دشمنان كجا؟ هنوز دو دهه از آن روزها نمي گذرد كه صحنه ي جنگ جديد رژيم صهيونيستي و آمريكا عليه جهان اسلام در كمتر از بيست روز ، به طور اساسي تغيير آرايش داده است. سران رژيم صهيونيستي به آمريكايي ها قول داده بودند با شروع دوباره ي جنگ زمينه ي اجراي استراتژي چند مرحله اي آنها را فراهم كنند. قرار بود با حمله به نوار غزه و كشتار مردم بي دفاع، دولت حماس تحت فشار قرار بگيرد و به خواسته هاي غرب (از جمله به رسميت شناختن غاصبان) تن دردهد. قرار بود با اشغال مجدد جنوب لبنان، هم شهرهاي شمالي مناطق اشغالي در نوار امنيتي قرار بگيرند و هم آرزوي خلع سلاح حزب الله جامه ي عمل بپوشد. قرار بود با تهديد سوريه و احياناً حمله به آن، دولت دمشق از خط مقدم جبهه پا پس بكشد. قرار بود با تشديد عمليات تروريستي در عراق عرصه بر نوري المالكي تا حد سقوط دولتش تنگ شود. قرار بود با معامله هاي پشت پرده ي اعضاي دائم شوراي امنيت، حلقه ي فشار پرونده ي هسته اي بر جمهوري اسلامي، بيشتر و طاقت فرساتر شود. و خواب هاي پريشان ديگري نيز ديده بودند.
همه ي اينها قرار بود با حمله ي روز 24 ژوئن (سوم تير) نظاميان صهيونيست به نوار غزه كليد بخورد و منحني صعودي خود را آغاز كند. در اين روز نيروهاي ويژه ارتش صهيونيستي دو برادر فلسطيني را از خانه شان در روستاي ام النصر (منطقه رفح در جنوب غزه) ربودند و فرداي آن روز بعد از عمليات موفق رزمندگان حماس، بلافاصله افي كوشافي يكي از فرماندهان ارتش صهثونيستي گفت:«نيروهاي من منتظر چراغ سبز تل آويو براي حمله گسترده زميني به نوار غزه هستند.» مردم بي دفاع فلسطين نوزده روز تمام مقابل چشم آنچه جامعه بين المللي خوانده مي شود، قتل عام شدند تا اين كه حزب الله 21 تير ماه جاري (12 جولاي)لبنان وارد صحنه شد و هم زمان با پرتاب موشك به منطقه ي الجليل در شمال مناطق اشغالي، سه نظامي صهيونيست را به هلاكت رساند، هشت تن را زخمي كرد و دو نفر را به اسارت گرفت. صهيونيست ها براي اين هم آماده بودند چرا كه بلافاصله هم زمان با بمباران روستاهاي مرزي لبنان، نيروهاي زميني و زرهي شان را وارد خاك اين كشور كردند، و ناوچه هاي جنگي را نيز به سوي صيدا و بيروت گسيل داشتند. طبق روال هميشگي، شيوه جنگي صهيونيست ها مبتني بر تخريب و كشتار وسيع مناطق و افراد غير نظامي است و صدها شهروند فلسطيني و لبناني طي اين مدت به شهادت رسيده و زخمي و آواره شده اند.
امروز بعد از بيست و پنج روز از آغاز اين پروژه اسرائيلي، اما، صحنه نبرد بسيار ديدني شده است: تانك «مركاوا»ي رژيم صهيونيستي كه به لحاظ نظري هيچ سلاح ضد زرهي بر آن كارگر نيست مورد اصابت قرار گرفته و معماي آن براي كارشناسان نظامي آمريكا و اسرائيل همچنان لاينحل باقي مانده است. ناوشكن بسيار مجهز اسرائيل كه داراي 40 موشك هاريون با برد 120 كيلومتر، موشك هاي زمين به هوا با برد 10 كيلومتر، اژدر افكن، توپ هاي 76 ميلي متري و قابليت حمل دو بال گرد بود با تمام خدمه اش به قعر آب هاي مديترانه فرو رفته است. در عمق 50 كيلومتري مناطق اشغالي: راه آهن، فرودگاه و پالايشگاه حيفا مورد اصابت موشك هاي حزب الله قرار گرفتند و نابود شدند. هدف گيري ها با چنان دقتي انجام گرفته است كه براحتي مي توان فهميد تنها دليل اصابت نكردن موشك به پتروشيمي اين شهر، آن هم با فاصله ي كمتر از هفت كيلومتري پالايشگاه مخروبه ي آن، وعده ي سيدحسن نصرالله مبني بر خويشتن داري در اين مرحله بوده است.
در حالي كه كارشناسان نظامي امكان شليك موشك هايي تا عمق نزديك به 200 كيلومتري مناطق اشغالي را از نظر دور نمي دارند، روزنامه ي هاآرتص ديروز نوشت:«نيروي دريايي اسرائيل درصدد استقرار ناوهاي جنگي ساعر 4 و 5 مجهز به موشك هاي ضد موشك باراك در سواحل بندر خالي از سكنه حيفا هستند.» خبرگزاري فرانسه از اصابت 20 فروند موشك متعلق به حزب الله به شهرهاي حيفا، صفد، نهاريا، طبريا و شلومي تنها طي روز سه شنبه خبر داد. در پي اين حملات، مقام هاي رژيم صهونيستي از رسانه هاي گروهي اين رژيم خواسته اند نسبت به آنها و تلفات و خساراتشان هيچ گونه پوشش خبري ندهند. اين سانسور شديد خبري از هفته ي گذشته شروع شده و روز به روز بر ابعاد آن افزوده مي گردد.
صهيونيست ها مي خواستند با ايجاد درگيري گسترده ي نظامي عليه دولت حماس و حزب الله لبنان، گره از كار فرو بسته ي استراتژيست ها و فرماندهان نظامي آمريكا در منطقه ي خاورميانه بگشايند، اما ديروز اوي ديچستر وزير امنيت عمومي رژيم صهيونيستي فقط توانست به خبرنگاران بگويد:«ممكن است درباره تبادل اسرا وارد مذاكره شويم و به جنگ پايان دهيم. فكر مي كنم در نهايت از طريق مذاكرات سربازانمان را به خانه بازگردانيم.»
همه ي اينها ثمره ي استقامتي است كه فرزندان انقلابي امام خميني (ره) در مكتبش آموخته اند و سيد حسن نصرالله و ياران حزب اللهي اش در همين صف قرار دارند.
