روایت فجر
ادبیات پایداری
سه شنبه 1385/05/10
نامت پایداری است

نامت، وحشتي است كه با هر موشك
شليك ميشود
و تلآويو را ميلرزاند
و گله خوكها را فراري ميدهد
نامت صاعقهاي است ناگهان
كه ميپيچد
و شمشيري است كه دو نيم ميكند
نامت زلزلهاي است
كه با 10 ريشتر در حيفا منجر ميشود
و در تمام جهان طنين مياندازد
و دندان گراز را در بنت جبيل ميشكند
نامت توفان است
پيش از آنكه تخمين بزنند
فرو ميپچيد و ميپيچاند
و مانند پنجههاي عقاب
بر بدن طعمه فرو ميرود
نامت تيري است
كه در امتداد نگاهت
آرامش دشمن را نشانه ميرود
رگباري است كه بر دشمن ميبارد
اضطرابي است كه دل صهيونيزم را فرا گرفته است
كابوسي است
كه رؤياي اشغالگران را سياه ميكند
نامت پرچمي است كه ميوزد
و بر دوش رزمندگان در اهتزاز است
و نسيم را به عدالت تقسيم ميكند
نامت موشك است
كه مركاوا را منفجر ميكند
و از هليكوپتر تروريست نميترسد
نامت
فرياد مطنطني است
كه در حنجرهها جاري است
چون آبشار
كه در جنگل
و توفان
كه در دشتها
و موج
كه در درياها جريان دارد
نامت
آذرخش است، پنهان در ابرها
نامت
نسيمي است كه ميوزد
و آرامش را هديه ميكند
نامت
مظلومي است كه در زير آوار قانا
نفس ميكشد
و با هر شهيدي تشييع ميشود
و با هر مجروحي
بيمارستانها را معطر ميكند
نامت
سپيدهاي است برپيشاني صبح
كه شب را فرو ميپيچيد
نامت پايداري است
نامت پنجرهاي است
گشوده بر باغهاي ايمان
كه آفتاب را به ميهماني فرا ميخواند

نامت بهار است
كه از دريچه دلها وارد ميشود
و قلبها را به تسخير خدا در ميآورد
نامت بشارت است
و امت را نويد پيروزي ميدهد
نامت تكيهگاهي است مطمئن
پناهگاهي است محكم
و سايهباني است مهربان
براي دلهاي مجروح
كودكان زخمي
زناني شوي مرده
نامت، اميد به آينده است
نامت التيام زخمهاي لبنان است
و تبسمي كه بر لبان لبنان
خواهد شكفت

شعر از حسين اسرافيلي
نوشته شده توسط امیر عباس
در 19:58 | لینک ثابت
•

