یکشنبه 1386/04/17
بردباري حضرت امير (عليه السلام)
حضرت امير (عليه الصلوة والسلام) در حال اقامهي نماز جماعت بودند. خوارج (لعنة الله عليهم) ميگفتند كه علي [عليه السّلام] مسلمان نيست و كافر و مشرك است، از اين رو اگر در مسجد بودند به ايشان اقتدا نميكردند. حضرت در حال قرائت حمد و سوره بودند كه يكي از خوارج به نام ابنالكوّاب (لعنة الله عليه) آمد و اين آيه را خواند:«و لقد اوحي اليك و الي الّذين من قبلك لئن اشركت ليحبطنّ عملك» (زمر / 65). اين آيه خطاب به حضرت پيامبر اعظم (صلّي الله عليه و اله و سلّم) است، يعني:«به تو و همهي پيامبران پيشين وحي شده كه اگر مشرك شوي، تمام اعمالت تباه ميشود و از زيانكاران خواهي بود.»
آن ملعون ميخواست به زبان كنايه به حضرت امير (عليه آلاف تحية و الثناء) بگويد كه ما قبول داريم تو اولين مسلمان هستي و سابقهاي مهم در اسلام داري و خدماتت چنين و چنان و عبادتت زبانزد است، اما چون مشرك شدهاي و براي خدا شريك قائل هستي، در نزد خدا هيچ اجري نداري!
به حكم آيهي «و اذا قرء القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلّكم ترحمون» (اعراف / 204)، به محض اينكه او شروع به خواندن آيه كرد، حضرت سكوت كرده، گوش فرادادند و سپس نماز را ادامه دادند. ابن الكوّاب از روي خباثت باز آيه را خواند. و حضرت امير (عليه الصلوة والسلام) مجدداً به احترام قرآن سكوت كرده، گوش فرادادند و سپس نماز را ادمه دادند. بار سوم يا چهارم بود كه آن ملعون شروع به خواندن آيه كرد، حضرت امير (عليه الصلوة والسلام) ديگر اعتنا نكرده، اين آيه را قرائت كردند:«فاصبر انّ وعد الله حقّ و لا يستخفّنّك الّذين لا يوقنون» (روم / 60) و نماز را ادامه دادند.
منبع: برداشتي آزاد از فصل نخستِ کتابِ سيري در سيرهي ائمهي اطهار (عليهم السلام)، اثر علامه شهيد مرتضي مطهري (قدس الله نفسه الزکيه).

